• تاریخ: ۱۳۹۵/۱۰/۲۲
  • شناسه خبر: 7121

مرگی جانکاه و توبه توابین نوشته دکتر محمد محمودی

خبر درگذشت آیت الله هاشمی رفسنجانی ناباورانه و به تعبیر مقام معظم رهبری سخت و جانکاه بود. از هاشمی باید به عنوان سیاستمداری عملگرا ، عالم ، متدین و با تاکتیک های خاص یاد کرد.

بسم الله الرحمن الرحیم

مرگ او جامعه را دچار شوک کرد و خواب و پرده ای از غبار را از چشمان برخی ها زدود. آن چه ملموس است این روزها  بیشتر دو گروه در فضای مجازی و واقعی با  نوشتن متن های که می توان آن ها  را توبه نامه خواند،  از گذشته و تصمیم های خود در مورد آیت الله  هاشمی رفسنجانی توبه کرده و اظهار پشیمانی می کنند.  می توان گفت حداقل به اشتباه خود پی برده اند.
یک گروهی از اصلاح طلبان تندرو که پس از دوم خرداد ۱۳۷۶ با تاسیس روزنامه های زنجیره ای ، حزب مشارکت ،  نوشتن کتاب های چون عالیجناب سرخ پوش  و غیره به قصد ساختار شکنی نظام جمهوری اسلامی به سیاه نمایی هر عمل و اقدامی که در طول نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران انجام شده بود پرداختند و آیت الله هاشمی رفسنجانی را تخریب و بارها و بارها مورد ترور شخصیت قرار دادند این دسته از اصلاح طلبان که تعداد آنها هم کم نبود در آن دوران اقداماتی علیه آیت الله هاشمی رفسنجانی انجام دادند که قلب هر انسان منصف و هر تحلیل گر واقع بینی را به درد می آورد. هاشمی چون سنگ زیرین آسیاب در مقابل این عده ایستاد ، مردانگی کرد وصبر نمود و شاید اینجا هاشمی بزرگ به تعبیری دیگر مدافع نظام شد.
 بی پروایانی که سوار موج شده بودند و نظام و رهبری را هدف قرار داده بودند چون نمی توانستند نیت شوم خود را آشکارا بیان نمایند استوانه انقلاب را هدف قرار دادند و هاشمی تیرها را به جان خرید که مبادا تیری به نایب امام عصر ، ولی فقیه زمان و به عزیزتر از فرزندش یعنی انقلاب اصابت نماید. هاشمی بزرگ در مقابل این عده خون دل ها خورد تا فتنه آنان عیان شد و مردم کم کم فهمیدند آنچه باید می فهمیدند.
دسته دوم که این روزها پشیمانند برخی تندروها هستند که خود را در جرگه مذهبی ها قلمداد می کنند. سال ۱۳۸۸ فتنه ای دیگر آغاز شد؛ فتنه ای سخت و آزمایشی بزرگ برای مردم ایران. این مردم در طول یکصده اخیر فتنه ها دیده بودند. سال ۸۸ به ناگاه گرد و غبار برخاست و چشمانی نتوانستند  حقایق را ببینند: به قول  سعدی علیه رحمه :   نبینی که جایی که برخاست گرد       نبیند نظر گرچه بیناست مرد
در این وانفسا باز هاشمی مورد حمله قرار گرفت قبل از شروع فتنه در صدا و سیما مورد حمله و اتهام قرار گرفته بود؛اتهام های که در هیچ دادگاهی اثبات نشده بود؛ اما با شروع فتنه تا مرگ هاشمی وی را به انحاء مختلف مورد هجمه قرار دادند هاشمی باز صبر نمود تا نکند خدای ناکرده رهبری و انقلاب صدمه ای ببینند. او هرگز به انقلاب و رهبری پشت ننمود واین دسته به قلب او خنجرها فرو کردند  تا زمانی که قلب او ایستاد.  
این دو دسته از تندروها ادبیات مشترکی داشته و دارند؛ هر چند به ظاهرو یا به واقعیت  این دو دسته از تندروها دشمنان سخت همدیگر هستند اما هر دو دسته هاشمی را دشمن خود می دانستند و آرام نشستند تا اینکه هاشمی آرام گرفت .
بعد از دردهای فراوان قلبی که سال ها التیام بخش دردهای جامعه بود در کمال ناباوری ایستاد و تندروها با دیدن حضور مردم توبه نامه نوشتند و پشیمان از گفتار و رفتار خود.
بدون شک هاشمی بزرگ نه در قبل از دوم خرداد  1376 و نه در  پس از انتخابات ۱۳۸۸ بی اشتباه نبوده است اما حملات بسیار ناجوانمردانه بود و مدعیان اشتباه هاشمی به قول حقوقدانان  "دفاعی نامتناسب " کردند و در دفاع خود اتهامات و افتراهایی را به هاشمی نسبت دادند که خود جرمی بزرگ و نابخشودنی بود اما هاشمی به هیچ محکمه ای نرفت و مدعیان هرگز کلاه خود را جز با مرگ او  قاضی نکردند.
اما تاریخ بداند این دو دسته قابل اعتماد نیستند. علی رغم اینکه بارها شنیده اند «کُلُّ یَوْمٍ عَاشُورَا و کُلُّ أَرْضٍ کَرْبَلاء» که هر روز عاشورا و هر سرزمینی کربلا است، یعنی در هر روز و در هر زمینی یک حق هست و یک باطل، این دو دسته عملا به اردوی حسین (ع ) که اردوی حق بوده و هست تعلق ندارند.  تاریخ نشان داده است این دسته از توابین جز معدودی توبه می شکنند و شمشیرها باز بر روی حق عریان می کنند و دیگری را به مسلخ می برند همچنان که هاشمی بزرگ را بارها به مسلخ بردند.
آنانی که دل در گرو دین دارند باید بدانند میراث هاشمی جز دفاع از انقلاب و رهبری چیزی دیگری نیست و باید به هوش باشند که الان که آن فرمانده غیور ، آن سیاستمدار زیرک ، آن تحلیل گر توانا و آن استوانه صبر در بین ما نیست خدای ناکرده این دو دسته این دو میراث بزرگ را به مسلخ نبرند.


This blog is kept spam free by WP-SpamFree.