• تاریخ: سه شنبه، ۲۱ دی، ۱۳۹۵ - ساعت ۲۱:۴۲
  • شناسه خبر: 7107

دلنوشته ای در سوگ آیت الله هاشمی

وقتی به لحظه لحظه شکل گیری نهضت خمینی کبیر نگاه میکنیم، شاید همیشگی ترین ردپا و دایمی ترین حضور مختص یک اسم است! "اکبر هاشمی رفسنجانی"

امروز نوشتن از هاشمی دیگر سخت است، شاید خودمان کار را سخت کردیم، هاشمی مرد فصول انقلاب بود، عمار نوریچه روزهاییکه ملت و مردم یک دل و یک نوا به او اقتدا می کردند و چه روزهایی که هواخواهانش از عده ای قلیل فراتر نمی رفت.
هاشمی و تاریخ زندگیش پر بود از فراز و نشیب ها، پر بود از دلبستگی به مردم و نظام.
وقتی در انتخابات مجلس ششم به عنوان آخرین نفر به مجلس راهیافت،به مردم برنتافت و آنها را کوفی صفت نخواند، وقتی در انتخابات ۸۴ در دور دوم شکست خورد، باز هم گله نکرد، وقتی در ۸۸ سیاه جلوی چشم میلیون ها هموطن به پاس استوانه نظام بودن و خدمات بی شمارش  او و خانواده‌اش را دزد خواندند، باز هم پا پس نکشید و فقط نزد رهبری گله کرد.
وقتی در سال ۹۲ اورا به جرم بالا بودن سنش ردصلاحیت کردند، باز هم خود راشاکر خداوند دانست و بوقتش سن بالا و تدبیرش را به رخ داوران دنیویش کشید.
هاشمی انقلابی عجیبی بود ، گاهی محبوب گاهی مغضوب زمانه خویش!
به انقلاب های جهان که نگاه کنیم افرادی مثل هاشمی وجود دارند اما هاشمی نمیشوند.
همه بر هاشمی تاختند، چه آن گردن کلفت بی حیایی که در قبرستان دخترش را فاحشه خواند، چه آن نماینده تازه به دوران رسیده ای که آور طلحه یا زبیر خواند، یا آن بی خردی که او را عالیجناب سرخپوش نامید.
براستی چه کسی را ما در تمام دنیا سراغ داریم که این همه زخم بخورد و از پا نیفتد،
چه کسی را سراغ دارید که تا آخرین لحظه عمرش در سن ۸۲ سالگی، لاجرم بیشتر کار و خدمتش را ترک نکند!
آیا هاشمی نمیتوانست بازنشستگی خود را جشن بگیرد، آیا هاشمی نمی توانست خود را فقط به عنوان ناظر تعریف کند!
هاشمی غریب ترین خودی در میان قوم خود بود، غریبه ای که همه تار و پودش انقلاب و نظامی بود که برایش زحمت کشیده بود، برایش جنگیده بود، عکسهای جنگ را که نگاه میکنیم اوورکوت ارتشی معروفش اورا متمایز از همه میکند، همان جنگی که خیلی ها از سر کوچه اشان آنطرف نرفتند ، اما همیشه مدعی هاشمی بودند.
هاشمی غریبه ای بود که که امام اورا خودی ترین شخص نظام می دانست.
وقتی در دلنوشته نوروز امسال این جمله را نوشت که مردم، دیگر راحت خواهم مرد، چرا که انقلاب را به ریل اصلی خود برگرداندیم و از انحراف تحمیل شده ان جلوگیری  کردیم و همه را مدیون مردم میدانست، چیزی می دانست!!!
شاید می دانست که آخرین نوروزی است که در کنار مردم خواهد بود.
همیشه مردم را اوجب واجبات می دانست، به بودن این مردم افتخار میکرد.
شاید فوت نابهنگام آیت الله تلنگر سنگینی باشد برای دنیا پرستان بی آتیه ای که تا روزی که زنده بود یک لحظه رهایش نکردند و آزارش دادند، شاید به خود بیایند و صدایشان را در میکروفن هایشان رها نکنند به آزار کسی، شاید قلم هایشان را به آزار کسی ننویسند.
 آیت الله رفت تا دیدار همه به قیامت باشد.

مرگ آیت الله سنگین و جانکاه است ، سخت است برای همه.

مرد روزها ی سخت خداحافظ

عمار نوری
۹۵/۱۰/۲۱

  1. امین گفت:

    سلام.ایت الله فرمانده جنگ بود .کاش از دوران جنگ بیشتر بگفتیم