• تاریخ: ۱۳۹۴/۱۲/۰۴
  • شناسه خبر: 3661

خاطره ای نه چندان دور…

خبر آمدن فلان مسوول مهم از پایتخت، همه مردم را به شوق وهیجان آورده بود...شور وحال خاصی در شهر موج می زد

و سرانجام روزهای انتظار به پایان رسید یادم هست خیلی ها از قبل نامه هایشان را آماده کرده بودند وبعضی ها نیز حس محصلی را داشتند که شب امتحان است وهنوز درس نخوانده اند! قلم وکاغذ در دست،تا پاسی از شب، دست به دامان آنهایی می شدند که نویسندگان خوبی بودند و متن دلنوشته ها را با آب وتاب تر می نگاشتند واز فقر وبیچارگی می نوشتند و اوضاع خراب زندگانیشان …

البته موضوع اکثر نامه ها از کودک تا بزرگسال،دارا وندار، تقریبا یکی بود، فقط مبالغ درخواستی متفاوت بود یکی هزینه درمان می خواست ودیگری وام کم بهره، یکی شغل و دیگری مسکن….

این وسط خواهر زاده مهربانم ، با خط کودکانه اش نامه ای نگاشت.✏
 او از اوضاع نگران کننده شهر نوشت، از محرومیت آن، از خیابانها و پارکها و ورزشگاهها، مدارس و هر مشکلی که از نگاه او عذاب آور بود برای زندگی شهروندان

برادر کوچکم به او خندید و گفت:" آخر اینها به تو چه؟!؟  بگو فلان چیز می خواهم و بهمان چیز نیاز دارم… "

اما او گردنش را صاف نگه داشت وبا اعتماد بنفس گفت نامه من از همه شما بهتر است، عوضش نمی کنم.

روزها گذشت، همه مردم بی صبرانه منتظر جواب بودند.
خدا را شکر لطفشان شامل شده و ظاهراً تک تک نامه ها را خوانده وپیگیری کرده بودند.

انگار آنها هم فهمیده بودند که مشکل مردم شهرستان محروم ما چیست❓  
به آنهایی که خواسته زیادی نداشتند پول نقد دادند یادم نیست فکر کنم ۲۰۰۰۰تومانی بود و بقیه را ارجاع داده بودند بانک برای دریافت وام ۶۰۰۰۰۰تومانی؟!البته با ضامن معتبر وشرایط?

تقریبا همه خوشحال بودند و احساس پیروزی می کردند  بجز خواهر زاده کوچک من که نه تنها چشمش به در خشک شده بود بلکه مضحکه دیگران شده بود در حماقت

آن حس خوب پیروزی تا مدت کوتاهی تقریبا همه را خوشحال کرده بود، میگفتند "یک نخ مو از خرس کندن غنیمت است، بعضی می گفتند این پول مزه دارد"

ظاهرا آنها مثل همیشه به همین حد قانع بودند.

آنها به دنبال تغییر اساسی در زندگیشان نبودند،شاید آنها نتوانسته بودند سایه سیاه محرومیت برسطح  شهرشان ،که آن دخترک معصوم دیده بود، را ببینند!؟!
آنها سرشان پایین بود و فقط جیب خالی خودشان را می دیدند!  غافل از اینکه اگر درخواست آنها هم برداشتن ابر سیاه فقر از بالای سر همه بود همیشه جیبهای پری داشتند و با دیدن خوشبختی همسایه، دوستان و همشهریان می توانستند زندگی بهتری برای همیشه داشته باشند…

اما دریغ ودرد هنوز که هنوز است من همان مردم را می بینم که بعضا سرشان پایین است و دستشان در جیب و بر کلاه خودشان…

و هنوز دلخوشند به وعده وعیدهایی که فقط وفقط منافع کوتاه مدتش به خودشان خواهد رسید نه به جمع…☝️

آری اینست درد جوامع عقب مانده…
ای کاش برای یک بار هم که شده ما هم چشمهایمان را باز می کردیم، سرهایمان را بالا می گرفتیم و بجای نوک بینی خودمان ، مشکلات بزرگ محل زندگیمان را میدیدیم…

آخر تا کی با این دیدگاه در عقب ماندگی شهرمان سهیم باشیم، بیایید به جای گدایی کردن کاسه ای نور برای روشنایی منزلمان
به دنبال خورشید جهان افروز بگردیم

 به امید اینکه کسی نماینده شود که دغدغه اش برداشتن فقر ومحرومیت از آسمان شهرستان هایمان و پرتو افشانی نور امید و مکنت بر سراسر سرزمینش باشد واین میسر نخواهد شد جز با تغییر خواسته های  خودخواهانه مان و تغییر در زاویه نگرشمان به مسایل ومشکلات ..✍.
 
انشاالله

ف.احمدی تبار


  1. میلاد گفت:

    اصلاح طلب یعنی افزایش حقوق گارگر ۱۴ درصد یعنی ۱۲ درصد افزایش حقوق کارمند، یعنی حذف یارانه و …. پس کمتر اصلاح طلبی کنید

    Thumb up 0 Thumb down 0

  2. احمد ارجمند گفت:

    آقا محمد جواد با نوشته شما با نزدیکان مرادی تماس گرفتم آقای مرادی با آقای صفایی بوشهری ارتباط داشته است نه با آقای ایمانی- حالا دیگه به مرحله دیگه ای رسیدیم که فرم تکلیف با هفته قبل متفاوت است- بنابراین امروز به شهرستانهای ممسنی و رستم محروم از نظر اقتصادی فکر کنیم و بین این دو عزیز یکی که با تجربه، با انگیزه و روابط عمومی بیشتر دارد و بتواند محرومیت اقتصادی را از چهره شهرستانهیمان بزداید را انتخاب کنیم- شروع به تحقیق و بررسی و انتخاب کنیم تا در اردیبهشت بین این دو عزیز عزیزترین را به بهارستان بفرستیم اما بهارستانی نشود یعنی فردا بخاطر بهارستان ممسنی و رستم را فراموش نکند- موفق باشید

    Thumb up 0 Thumb down 1

    • محمد(محمدرضا) گفت:

      در پاسخ به آقای ارجمند که از متن دل نوشتش میشه فهمید که رنگ و بوی طایفه گرایی به وضوح دیده میشه و به مشام میرسه باید بگم که جناب احمد اقا ،همیشه با تجربه بودن شخص رو نمیشه ملاک انتخاب قرار داد شاید یکی هم دزد با سابقه ای باشه !پس باید به اون هم رای داد.ایشون تو اون چهار سال قبلی امتحانشو پس داده (بجز به درد اطرافیا و چند نفر که برا همه هم شناخته شده هستند دیگه چیکار کرده).در ثانی اقای مرادی یه اصولگراست که ما تو این دوره مجلس احتیاج به یه شخصیت و نماینده اصلاح طلب داریم تا کورکورانه چشمشو تو مجلس نبنده و فقط برا مخالفت با دولت با طرح هایی که به درد ملت ایران میخوره مخالفت نکنه.پس بییان این سری ما هم مثل مردم شهرهای بزرگتر فکر کنیم و انتخابمون سیاسی باشه تا یه مجلس یه دست و دلسوز ملت بسازیم(البته رقیب ایشون هم از لحاظ سیاسی و هم از هر لحاظی که مد نظر شماست ارجعیت دارند).انشاء الله

      Thumb up 0 Thumb down 0

  3. احمد ارجمند گفت:

    درست فرمایش می کنی آقای محمد جواد- اینی که نام بردی تا الان خیلی به ممسنی ……….وارد کرده چه زمتنی که کازرون بود چه الان که شیرازه من هرگز نمی گم آقای مرادی معصومه اگه این جمله را نوشته ام پس می گیرم – یک اصطلاحی در بحث کارشناسان حقوقی هست بنام جمیع جهات- خدا می دونه من و شهید عبدالله سال ۵۸ به هم بودیم ولی آقای مرادی نماینده شما را برخوردی نداشتم مطالع که کردم به این موضوع دست یافتم- ای کاش سایرین را می شد معرفی کنی که می شه ولی آقای مردی به نسبت سایرین عملکرد مثبتی داشته یقینا اگر قدر تر می بود من که گرایشم با ایشان هم نوا نیست-

    Thumb up 0 Thumb down 0

  4. احمدی تبار گفت:

    از ماست که بر ماست!!!!!!!!!!!!!!!!:-/

    Thumb up 0 Thumb down 0

  5. احمد ارجمند گفت:

    آقا یا خانم احمدی تبار : قشنگ بود.ای کاش ۲۸ سال پیش سخنرانی های پیش بینی کننده تا ۵۰ سال آینده که ۲۲ سال آن باقی است را مطالعه می کردی- سال ۶۶ کاندید دوره سوم بودم و ۷ جلسه سخنرانی کردم و از آنجائیکه شرایط را درک کردم و حتی در یک جلسه که ۱۰ کاندید نشسته بودیم و همه می گفتند بالای ۵۰ درصد رای می آوریم که همه ما ۱۰ نفر به اندازه آن یک نفر غایب در جلسه رای نیاوردیم اظهار کردم که من آمدم و پایه برنامه ریزی ۵۰ سال آتی ممسنی را بریزم و اگر رای آوردم که نمی آورن شرایط را آماده کنیم که ۵۰ سال آینده ممسنی به یک شهرستان توسعه یافته تبدیل شود. و به مردم هم می گفتم برای رای به حرفهایم گوش نکنید من برای رای گرفتن صحبت نمی کنم. اما نگذاشتند و در طی ۲۸ سال گذشته مسئولیت برنامه ریزی یاسوچ و سمنان را عهده دار شدم- بررسی کنید که چه ادازه نیروی کار از بیرون به این دو شهر مهاجرت کرده و نان می خورند- احمدی تبار جان نمی گذارند-نمی گذارند بخصوص ما فهلیونی ها.

    Thumb up 0 Thumb down 0

    • محمد جواد گفت:

      فرض میکنیم شما اون سال قبول میشدی!شما چه جوری میخواستی تو ۴ سال برنامه ۵۰ سال رو بریزی؟ اونم با این جو ممسنی!مشخصه نصف بیشتر عمرتو تو ممسنی نبودی!
      شما که انقد سنگ یه کاندید رو به سینه میزنی بیا بگو به این دلیل تا ما هم ازش حمایت کنیم!
      اقای مرادی بسیار انسان شریفیه !ولی ما ازش توقع نداشتیم که بیاد از اقای ایمانی حمایت کنه!تصمیمات اقای ایمانی همش به ضرر ممسنی بوده! که همه میدونن!اقای مرادی هنوز نرفته تو مجلس اولین اشتباه سیاسیشو کرد !که من بشخصه نظرم عوض شد در رای دادن به اقای مرادی!
      ما به کسی رای میدیم که اصلاح طلب باشه !

      Thumb up 1 Thumb down 1

This blog is kept spam free by WP-SpamFree.