• تاریخ: جمعه، ۱ مهر، ۱۳۹۰ - ساعت ۱۰:۴۷
  • شناسه خبر: 240

سرگرد خلبان شهید علی خسروی

شهید علی خسروی

سرگرد خلبان علی خسروی فرزند مشهدی موسی خسروی(که از محترمین و متنفذین ایل رستم ممسنی بود) در سال ۱۳۲۹ در روستای تل گر از توابع شهرستان ممسنی(رستم فعلی) متولد شد

. تحصیلات مقدماتی(ابتدایی) خود را در روستای منگودرز رستم به پایان رسانید و دوره متوسطه را در دبیرستان های وکیل فهلیان و ایزدی نوراباد ممسنی سپری نمود.عملیات اچ ۳ یکی از بزرگترین عملیات های هوایی دنیاست که به نام فانتوم های ایرانی ثبت شده است.

فانتوم های ایرانی طی یک عملیات پیچیده و تحسین برانگیز در ۱۵فروردین سال ۱۳۶۰(۴ آوریل ۱۹۸۱) پایگاه هوایی الولید در مجموعه اچ۳ واقع در غرب عراق، در نزدیکی مرز این کشور با اردن را به کلی نابود کردند.

سرگرد خلبان شهید علی خسروی شاهین ممسنی

شهید علی خسروی

 

عملیات اچ ۳ یکی از بزرگترین عملیات های هوایی دنیاست که به نام فانتوم های ایرانی ثبت شده است. فانتوم های ایرانی طی یک عملیات پیچیده و تحسین برانگیز در ۱۵فروردین سال ۱۳۶۰(۴ آوریل ۱۹۸۱) پایگاه هوایی الولید در مجموعه اچ۳ واقع در غرب عراق، در نزدیکی مرز این کشور با اردن را به کلی نابود کردند.

تا کنون روایت های زیادی از این عملیات بزرگ منتشر گردیده و حتی فیلمی هم بر اساس این عملیات به کارگردانی شهریار بحرانی و با نام حمله به اچ۳ در سال ۱۳۷۳ ساخته شده و قرار است در سال ۸۸ نیز مستند ۶۰ دقیقه ای بر اساس این عملیات ساخته شود که فعلا در مراحل مقدماتی و تحقیق و نگارش فیلمنامه قرار دارد.

حمله به اچ ۳ از لحاظ فنی یکی از پیچیده ترین عملیات های هوایی جهان به شمار می رود و از نظر دستاوردهای نظامی نیز با توجه به نابودی کامل ۴۸ هواپیمای عراقی در رده بزرگترین و موفق ترین عملیاتهای نظامی جهان قرار می گیرد.

در اول مهرماه ۱۳۵۹، یک روز پس از آغاز جنگ و حمله هواپیماهای عراقی به فرودگاه مهرآباد نیز یکی از بزرگترین عملیاتهای هوایی جهان با شرکت بیش از یکصد و چهل هواپیمای جنگی تحت عنوان «کمان۹۹» بر فراز عراق انجام شد. این عملیات از نظر تعداد هواپیماهای شرکت کننده در آن یکی از منحصربفرد ترین نبردهای هوایی جهان پس از جنگ جهانی دوم بشمار می رود. در این حمله بسیاری از تاسیسات زیربنایی عراق، پایگاهها و دپوهای ارتش عراق در مرز این کشور با ایران نابود شد.  

در سال ۱۳۵۹ منابع اطلاعاتی ایران دریافتند که نیروی هوایی عراق تعدادی از بمب افکن های خود را برای دور ماندن از حملات هواپیماهای ایرانی و جلوگیری از نابودی آنها بر روی باند فرودگاه به پایگاهی در دورترین نقطه ی غرب این کشور منتقل ساخته است؛ به یکی از پایگاههای سه گانه ی اچ ۳ با نام الولید.

هیچ کارشناس نظامی تا آن وقت تصور نمی کرد که این پایگاهها که در غربی ترین نقطه خاک عراق و در نزدیکی مرز این کشور با اردن واقع شده است روزی هدف حمله جنگنده های ایرانی قرار گیرد.

شهید علی خسروی

هواپیماهای ایرانی برای بمباران این پایگاه می بایست از مرزهای شرقی عراق وارد شده و پس از گذشتن از آسمان بغداد و بسیاری از شهرهای دیگر که تاسیسات پدافندی موثری داشتند به اچ ۳ می رسیدند و پس از انجام عملیات دوباره از همین مسیر باز می گشتند.

عبور جنگنده های ایرانی از عرض کشور عراق و رسیدن به دورترین نقطه خاک این کشور مسئله ای نبود که از چشم رادارهای عراقی پنهان بماند. با توجه به این مسائل احتمال یک حمله غافلگیرانه از طرف ایران منتفی و غیرممکن انگاشته می شد.

اما در آن سوی جریان، افسران نیروی هوایی ایران باور دیگری داشتند. خلبانان ایرانی مصمم بودند تا این عملیات را به هر طریق ممکن به انجام رسانند. بدین ترتیب پایگاه هوایی نوژه همدان آبستن یکی از رویدادهای بزرگ جنگ شد.

۸ فانتوم، از فرودگاهی در شمال غرب کشور به پرواز درآمدند. این هواپیماها از کوهستان های مرزی عراق و ترکیه و در ارتفاعی پایین پرواز می کردند و پس از طی مسافتی طولانی بر روی خط مرزی عراق و ترکیه که احتمالا در مواقعی نیز مستلزم تجاوز به حریم هوایی ترکیه بوده است خود را به سختی به اچ ۳ رساندند.

پرسنل پایگاه اچ۳ که با توجه به دور بودنشان از مرزهای شرقی هیچگاه تصور نمی کردند هدف هیچ نوع حمله ای قرار گیرند در ابتدا به تصور اینکه هواپیماها خودی هستند شروع به تکان دادن دست هایشان کردند. بر فراز پایگاه، فانتوم ها ارتفاعشان را افزایش دادند و پس از تقسیم شدن به دو گروه چهارتایی به سمت هدف شیرجه رفتند.

لحظاتی بعد بمب های چهار فانتوم اول، به صورت یک ردیف منظم بر روی هواپیماهایی که بر روی باند قرار داشتند فرود آمد و تمامی آنها را در همان لحظات اولیه عملیات نابود کرد. دیگر هیچ هواپیمایی نمی توانست از باند فرودگاه بلند شود. فانتوم های گروه دوم نیز دو مجتمع راداری را در قلب پایگاه مورد حمله قرار دادند و سپس با خیال راحت به درهم کوبیدن آشیانه های هواپیماها و توپ های ضدهوایی پرداختند. در چند دقیقه پرسنل پایگاه در جهنمی از آتش که از همه جا شعله می کشید به دام افتاده بودند.

در برابر دیدگان ناباور آنها پایگاه اچ ۳ با تمامی ابهت و نفوذ ناپذیری اش در زیر آتش سنگین فانتوم های ایرانی به تلی از خاکستر بدل شده بود.

فانتوم ها که دیگر چیزی برای نابود کردن باقی نگذاشته بودند به سرعت صحنه عملیات را ترک کردند. پشت سر آنها تلی از خاکستر به جا مانده بود که تا چند دقیقه پیش پایگاه هوایی الولید نام داشت. جایی که قرار بود مکانی امن برای هواپیماهای عراقی باشد.

عراق لحظاتی بعد از این ضربه مهلک، بی درنگ تعداد زیادی هواپیمای شکاری رهگیر خود را به پرواز در می آورد تا شاید بتواند فانتوم های ایرانی را رهگیری و سرنگون کند و به هرترتیبی که شده اجازه بازگشت به هواپیماهای فانتوم ندهد اما در این کار موفق نشدند.

خوشبختانه فانتوم ها توانستند خود را به مرز رسانده و وارد خاک ایران شوند.

پرواز نتیجه داده بود. خلبانان شجاع بعد از چهار ساعت و چهل دقیقه پرواز با سرعت بالا و طی مسافت ۱۰۰۰ کیلومتر با چهار نوبت سوختگیری در مسیر رفت و برگشت، موفق شده بودند غیرممکن را ممکن کنند و ضربه مهلکی به پیکر نیروی هوایی عراق وارد آورند.

بعد از عملیات مشخص شد که خسارت ها، بیشتر از پیش بینی ها بود چرا که ۴۸ فروند هواپیماهای شکاری-بمب افکن شامل میگ ۲۱ ، میگ ۲۳ ، سوخو ۲۰ ، سوخو ۲۲ ، توپولف ۱۶ و میراژ منهدم و یا آسیب جدی دیده و در عین حال ۳ آشیانه بزرگ هواپیما، ۲ دستگاه رادار و چندین پناهگاه بتونی هواپیما، به طور کلی تخریب شده است.

بعد از این عملیات غرورآفرین، فرمانده پدافند هوایی عراق از سوی صدام برکنار شد. نامبرده بعدا اعدام شد ولی منابع عراقی خبر خودکشی او را اعلام کردند.

این عملیات تاثیر بسزایی در روحیه رزمندگان داشت، به طوری که چند ماه بعد عملیات موفق "ثامن الائمه" انجام شد و در پی آن نیز عملیات "طریق القدس" و "بیت المقدس" با موفقیت کامل و بازهم با پشتیبانی مناسب نیروی هوایی ارتش ایران، انجام شد.

سه روز پس از این عملیات، در تاریخ ۱۸/۱/۱۳۶۰ بدون هیچ تشریفاتی، کلیه خلبانان شرکت کننده در این عملیات به حضور رهبر انقلاب رفتند. پس از موفقیت کامل در این عملیات، سیمای جمهوری اسلامی نیز برای اولین بار سرود خلبانان را پخش کرد تا بدین شکل تقدیری کوچک از این دلاوران شود.

یکی از این ۸ فانتوم شرکت کننده در عملیات متهورانه اچ۳ سرگرد خلبان علی خسروی بود. خلبان شجاع و جسوری که خصوصیات بارز اخلاقی و شخصیتی او زبانزد عام و خاص بود و به واسطه همین خصوصیات منحصر به فرد و مبرز در بسیاری از عملیات های پیچیده و سخت نظیر همین عملیات از ایشان استفاده می نمودند به طوری که تا لحظه شهادت در بیش از ۱۰۰ عملیات برون مرزی هنگام جنگ حضور داشت و رشادت ها و ایثارگری های زیادی از خود به نمایش گذاشت. او در عملیات «کمان۹۹» که در ابتدای متن بالا نیز به آن اشاره رفت و یکی از بزرگترین عملیات های هوایی جهان از لحاظ تعداد هواپیما با شرکت بیش از یکصد و چهل هواپیمای جنگی بود نیز حضور داشت.

سرگرد خلبان علی خسروی فرزند مشهدی موسی خسروی(که از محترمین و متنفذین ایل رستم ممسنی بود) در سال ۱۳۲۹ در روستای تل گراز توابع شهرستان ممسنی(رستم فعلی) متولد شد. تحصیلات مقدماتی(ابتدایی) خود را در روستای منگودرز رستم به پایان رسانید و دوره متوسطه را در دبیرستان های وکیل فهلیان و ایزدی نوراباد ممسنی سپری نمود.

بعد از اتمام دوره دبیرستان و اخذ دیپلم خود از دبیرستان سلطانی شیراز به خدمت سربازی اعزام می گردد و دوران سربازی را در نیروی زمینی ارتش واقع در تهران(۱۳۵۱) به پایان می رساند. در همین دوران سربازی است که انگیزه پرواز و عشق به خلبانی در وی به بار می نشیند و تصمیم خود را برای ورود به دانشکده خلبانی می گیرد. پس از امتحان و قبولی در دانشکده خلبانی به مدت دوسال دوره مقدماتی خلبانی و زبان انگلیسی را در تهران می گذراند و پس از آن در سال ۱۳۵۳ برای ادامه و تکمیل تحصیلات خلبانی عازم ایالت تگزاس آمریکا می گردد.

در طی حضور در آمریکا دوره های مختلفی را از سر می گذراند و در بازگشت به ایران و سپری کردن یک سال دیگر به استاد خلبانی در پرواز ارتقاء می یابد. او علاوه بر دوره های پرواز و خلبانی دوره های زیادی چون چتربازی ، تکاوری و نیز آموزش زبان خارجه را با موفقیت و پشتکار وافری به پایان می رساند. او به خاطر عشق و علاقه ای که به پرواز و خلبانی داشت در این زمینه به دانش و تبحر فوق العاده ای رسید که خود به عنوان لیدر(فرمانده) پرواز، اسکادران ها را هدایت و رهبری می نمود و در زمینه های پرواز به عنوان استادخلبان به دیگر دانشجویان خلبانی ، آموزش و درس پرواز می داد.

پروازهای موفق و جسارت آمیز او حاکی از زبدگی، نخبگی، شجاعت و توانمندی این خلبان عالیقدر است که فقدان او برای جمع عظیم دوستان و نزدیکان اش تا مدت ها تاسف برانگیز و غمناک بود لیکن همانگونه که فروغ فرخزاد هم سروده:«پرواز را به خاطر بسپار، پرنده رفتنی است» همین بس که امروز آنچه از او مانده چیزی جز بزرگی و رادمردی نیست.

همانطور که دوستان، برادران و آشنایانش روایت می کنند او انسانی صبور و مهربان بود. قامتی بلند و رعنا و سیمایی جذاب و گیرا داشت. در مقابل زیردستان و ضعفا به نرمی و ملاطفت رفتار می نمود و در برابر زورمندان سخت گیر بود و از خود کرنش نشان نمی داد.

از خصوصیات بارز اخلاقی او می توان از صداقت، درستکاری، جوانمردی، شهامت، شجاعت، نظم و مناعت طبع وی یاد کرد. او انسانی متین و کم حرف بود و از تملق و چاپلوسی بیزار بود.

در کلکسیون افتخارات وی اسناد، مدارج و تقدیرنامه های زیادی بر جای مانده است.

او در بسیاری از طرح ریزی های عملیات های هوایی در پایگاه های بوشهر و تهران حضور فعال داشت و در بسیاری مواقع علاوه بر استاد خلبانی و لیدر پروازی از طراحان عملیات های برون مرزی به حساب می آمد. او استادخلبان فانتوم اف۴ بود و برای دوره های خلبانی هواپیمای اف۱۴ قصد عزیمت به آمریکا را داشت که شهادت مجالی به او نداد. عملیات های بسیاری را بر فراز آسمان عراق انجام می داد و چون عقابان و شاهین های تیزچنگ به پایگاه ها و پالایشگا هها و مراکز حساس عراق در شهرهای بغداد و کرکوک وبصره و…حمله می برد و دیوارهای صوتی را می شکست و موشک ها را به سوی هدف رها می کرد و ترس را به خون دشمن وقت تزریق می نمود. و چه بسیار پیش می آمد که در این عملیات ها به سختی فانتوم بال شکسته و موتوراز کار افتاده خود را که فقط لاشه ای بیش نبود بر زمین می نشاند.

سرگرد خلبان همواره آماده پرواز بود و در حالی که همسر خویش را از دست داده بود و سرپرستی فرزند خردسالش را نیز برعهده داشت اما همواره آماده و داوطلب انجام ماموریتهای سخت بود و در جواب دیگرانی که او را به خاطر فرزندش از پرواز منع می کردند می گفت : «خون فرزند من از خون کسانی که خانواده خود را از دست داده اند رنگین تر نیست».

تنها فرزند پسر او که هنگام شهادت پدر فقط ۴ سال داشت و مادر خود را نیز در چند ماهگی از دست داده بود هم اینک دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق جزا و وکیل دادگستری است.

علی خسروی در بین خلبانان به شجاعت معروف بود . در پرواز های عملیاتی گاه با بال های شکسته بر می گشت و گاه با سیستم های از کار افتاده. لحظه های پرواز او لحظه های فراموش ناشدنی است. او زمان های زیادی را در پهنای اسمان ایران به پرواز گذراند. غرش صدای فانتوم او برای دشمنان ایران اشنا بود و رعب آور و برای هموطنانش نیز آشنا ولی این اشنایی شیرین کجا و آن آشنایی تلخ کجا!

لحظه هایی که بر فراز آسمان عراق به پرواز در می آمد و دیوار صوتی را می شکست چه ترس ها که بر دلشان نمی کاشت و چه لرزه ها که بر تنشان نمی انداخت. اما لحظه هایی که بر فراز آسمان ایران، ممسنی و حتی روستای زادگاهش چون عقابان تیزپرواز به رقص در می آمد و برق آسا غرش می کرد همه را ناخودآگاه به نگاه و تعظیم وا می داشت.

او در بعضی مواقع بر پهنای آسمان ممسنی و زادگاهش ظاهر می شد و همه را شگفت زده می ساخت. بر فراز کشتزارها و خانه ها و مدارس منطقه اوج می گرفت و می غرید. در حالیکه با هنرنمایی و رقص بال های فانتوم خود همه را مبهوت کرده بود برای کمک خلبان خود چنین سخن می گفت:

«اینجا زادگاه من است، ایل و تبار و طایفه من است، اینجا من متولد شده ام، بزرگ شده ام و به مدرسه رفته ام، اینجا سرزمین مردمان شجاع و متعصبی است که سال ها با کار و تلاش و سرزندگی دست به گریبانند.»

آری! او از عشق و صفا وهنر ایل و تبارش می گفت و ایل و تبارش از عشق و صفا و هنر او.

مردم سر به آسمان دوخته و به تماشای هیبت و شکوه زیبای او مشغولند. در میان حیاط خانه ها ، مدارس و روستاهای اطراف، کودکان، مردان و زنان به نظاره رقص زیبای فانتوم اویند و به همدیگر نشانش می دهند. هریک در شور و نگاه از دیگری سبقت می گیرند و از خوشحالی و غرور در پوست خود نمی گنجند. آنها به آسمان می نگرند و از بودن و پرواز غرورآفرین او لذت می برند و می گویند: «دیدی! سرگرد خلبان علی خسروی بود.» و ذوق و شوق و افتخار می کردند. 

و به راستی افتخاری بود برای من و مایی که همواره در کودکی شوق پریدن داشتیم. شوق دفاع و مبارزه داشتیم. و الگویی بود برای بزرگ شدن و خلبان شدنمان. چرا که او رؤیای خلبان شدنمان بود و در خواب هایمان با فانتوم او به پرواز درمی آمدیم.  او در عالم کودکیمان که عالم جنگ بود و مبارزه ، همه چیزمان بود. شب، روز، در خواب و در بیداری. فقط او بود و خلبانی او .درس خواندمان برای او شدن و چون او شدن بود. او برایمان مظهر پرواز بود و شهادت. مظهر عشق بود و حقیقت. و حتی مظهر معصومیت و مظلویمت چرا که شهادتش اینگونه به نظر می رسید.

شاید امروز در این عصری که همه چیز وارونه جلوه می کند خلبانی از سرمان پریده است ولی هنوز چون او می توان جسور بود و شجاع . می توان به امید دیدن رویای جسارت ها و شجاعت ها و مردی های او خوابید و او را دید که ما را هنوز که هنوز است به پریدن و پرواز فرا می خواند.

او ابتدا در پایگاه ششم شکاری بوشهر بود و سپس به پایگاه یکم شکاری تهران منتقل و مشغول به فعالیت شد که برای ماموریت های پروازی به پایگاه های دیگر کشور نیز اعزام می شد.

او در زمانی که آخرین پرواز خویش را انجام داد و به دیار باقی شتافت معاون اول پایگاه یکم شکاری تهران بود.

برای مرور یاد و خاطره او کافی است بار دیگر به نظاره فیلم عقاب ها بنشینیم فیلمی اثر ساموئل خاچیکیان با بازی سعید راد و جمشید هاشم پور که پروازهای متهورانه اش همه از آن اوست. در قسمت های ابتدایی فیلم هنگامی که فرمانده پایگاه در سالن کنفرانس شروع ناخواسته جنگ را اعلان و از دفاع و آمادگی برای مقابله با دشمن صحبت می کند سرگرد شهید در کنار سعید راد در چهار ردیف مانده به آخر نشسته و خیره به فرمانده به سخنان وی گوش می دهد و خود را برای جنگی که جانش را به پای آن می نهد آماده می کند.

حتی در این فیلم تشییع جنازه واقعی او در تهران به جای تشییع جنازه یکی از خلبانان شهید به نمایش در می اید. با دانستن این نکته در این سکانس فیلم است که فقدان وی ، اندوهی نوستالژیک را برای ما به ارمغان می آورد. او که حضورش همراه بود با ارامش و شجاعت و جوانمردی. با رفتنش صدها نفر از دوستان و خانواده و آشنایانش را غمناک و سیاهپوش کرد.

به راستی علی خسروی از زمره خلبانان زبده و تیزپرواز آسمان ایران بود. او خیلی زود رفت . و زمانی که بر پهنه آسمان آبی ایران بود رفت. آسمانی که دوست داشت و عاشق پرواز و پریدن در آن بود. او در تاریخ ۱۱ آذر ۱۳۶۳ در یک پرواز غیر عملیاتی به همراه سروان خلبان شهید علی محبی در فاصله بین تهران-قم به پرواز درآمد. به عنوان لیدر پرواز در حین آموزش خلبانان چند اسکادران به طرز مشکوکی سقوط کرد در حالیکه انتظار سقوط از او بعید بود و همین امر حدس و گمان های مختلفی را پدید آورد.

و این آخرین پرواز علی خسروی بود. پروازی که او را برای همیشه در قلب ها مانا و جاوید ساخت. روحش شاد و یادش گرامی باد.

پی نوشت :

*از عقابانی که در عملیات حمله به اچ۳ شرکت داشتند و بعدها به درجه رفیع شهادت نائل آمدند علاوه بر سرگرد خلبان شهید علی خسروی می توان از سرلشکر خلبان شهید حسین خلعتبری مکرم، سرتیپ خلبان شهید محمود خضرایی، سرگرد خلبان شهید پورسرابی و سرگرد خلبان شهید عبدالله رضایی نام برد و یاد کرد.

  1. سی سخت گفت:

    نامش جاودان . آفرین بر پدر و مادرش که چنین فردی را تربیت کردند . باعث افتخار همه ماست