• تاریخ: یکشنبه، ۲۱ اسفند، ۱۳۹۰ - ساعت ۹:۵۵
  • شناسه خبر: 216

آشنایی با فهلیان ممسنی

رود فهلیان

فهلیان و وجه تسمیه آن فهلیان یا در گویش محلی فهلیون گفته می شود. بر سر وجه تسمیه و ریشه واژه فهلیان مابین مورخین و زبانشناسان اختلاف نظر است برخی آنرا از ریشه (فهلویات) جمع مونث (فهلویه) منسوب به (فهلو) با معانی مجازی یا تبعی: شجاع، دلیر، بزرگ و حتی شهر یا شهری که در

فهلیان و وجه تسمیه آن فهلیان یا در گویش محلی فهلیون گفته می شود. بر سر وجه تسمیه و ریشه واژه فهلیان مابین مورخین و زبانشناسان اختلاف نظر است برخی آنرا از ریشه (فهلویات) جمع مونث (فهلویه) منسوب به (فهلو) با معانی مجازی یا تبعی: شجاع، دلیر، بزرگ و حتی شهر یا شهری که در اصل به صورت پهله، پهلو، پرتو(در سنگ نبشته های داریوش بزرگ) و به معنی پارت بوده است و برخی نیز فهلیان را معرب ریختار پارسی پهلوی یا همان پهلیان یا پهلویان دانسته اند.

فهلیان و گویش آن

گویش مردم این سامان شبه لری است .گویش لری این مردم شاخه ای از فهلویات است و قرابت و هم ریشگی با زبان فارسی دری دارد و آکنده از واژه ها و ریشه های افعال پهلوی ساسانی است.اهالی بخشهای مرکز،دشمن زیاری و رستم و قسمتی از بخش ماهور میلاتی نیز به این زبان تکلم میکنند.

الواح گلی تخت جمشید و کاخ فهلیان(جنجان)

بنای هخامنشی فهلیان که شباهت زیادی به کاخ‌های تخت جمشید دارد، احتمالا متعلق به یکی از شهرهای نام‌برده در الواح گلی تخت جمشید است. این بنای هخامنشی از نظر جغرافیایی بین تخت جمشید و شوش واقع شده است.

هرودت عنوان می‌کند که در این منطقه راه شاهی وجود داشته است. ما می‌دانیم که گذرگاه عبوری میان فارس و خوزستان نیز از دشتی صورت می‌گرفته که در نزدیکی همین بنا واقع شده است. در الواح تخت جمشید از ۲۶ شهر میان تخت جمشید تا شوش نام برده شده است. وقتی به منطقه فارس نگاه می‌کنیم متوجه می‌شویم که این استان خواستگاه هخامنشیان بوده و ۶۰۰ شهر در الواح گلی تخت جمشید نام برده شده است که امروز باید اثری از آن‌ها وجود داشته باشد.

یکی از موارد با اهمیت در مطالعه این بنا بافت و بستری است که در آن شکل گرفته است. کاخ هخامنشی به فاصله ۸۰۰ متری رودخانه "فهلیان" قرار دارد. در پشت این کاخ کوه(بالاسبز- بال سبز) فهلیان دیده می‌شود و این از آنجاست که هخامنشیان همواره بناهای خود را در کنار کوهپایه‌ها بنا می‌کردند. انتخاب این محل نیز بی‌دلیل نبوده است و احتمالی هست که این بنا یک بنای حکومتی بوده زیرا سبک کاری که در آن انجام گرفته فوق‌العاده قوی و هنرمندانه بوده است

فهلیان زیستگاه تاریخ

بررسیهای باستان شناسی در سه دشت رستم، نورآباد و فهلیان تا کنون منجر به کشف ۲۵ محوطه هخامنشی شده است که این موضوع اهمیت سایر اکتشافات منطقه فهلیان را دو چندان میکند.
اطلاعاتی که تاکنون از این آثار بدست آمده با توجه به بزرگی و اهمیت آنها ، خیلی محدود است و باید کاوشها برای نتیجه گیری بهتر ادامه داشته باشد. پیش از دوران هخامنشی در این منطقه آثار دوره ایلامی وجود داشته است.
از سوی دیگر در محدوده دشت فهلیان محوطه ای به نام تل اسپید وجود دارد. چند سال پیش هیات باستان شناسی آنجا را لایه نگاری کردند و تقریبا توالی گستردهای از دوره ایلامی، هخامنشی و حتی پس از دوره هخامنشی در آنجا شناسایی شد.
حدود ۷۰ سال پیش زمانی که ارنست هرتسفلد این منطقه را مورد بررسی قرار داد حاکم منطقه تل اسپید کتیبه ای ایلامی به هرتسفلد هدیه میدهد که او نیز طرح آن را میزند و روی آن مطالعه میکند و متوجه میشود که در تل اسپید معبدی متعلق به الاهه "اینشوشیناک" وجود داشته که این موضوع نیز نشان میدهد که از مدتها پیش این منطقه مورد توجه ایرانیان باستان بوده است. مجموعه عوامل نشان میدهد که دشت فهلیان در دوره ایلامی به طور جدی توسعه پیدا کرده و به ناحیه ای مهم در آن دوران مبدل گردیده بود. بررسیهای باستانشناسی نشان میدهد که تقریبا در دشت رستم، دشت فهلیان و دشت نورآباد حدود ۶۵ محوطه باستانی مهم و درخور شناسایی شده است.
از سوی دیگر کاوشهای باستانشناسی حدود ۴ سال در تل نورآباد و دشت فهلیان ، قدمت آثار این منطقه را به ۸ هزار سال پیش رساند و نشان داد که از آن تاریخ زندگی به طور جدی در دشت جریان داشته است. در کاوش این تپه آثار جالبی از جمله سفالهای منقوش که به نوعی اهلی کردن حیوانات را نشان میدهد، کشف شده است.
کاوشهای باستانشناسی در منطقه فهلیان ، طبق تفاهمنامه ای میان سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری با دانشگاه سیدنی به طور مشترک میان پژوهشکده باستانشناسی و این دانشگاه در آینده نیز ادامه خواهد داشت. در این کاوشها از دوره نو سنگی تا دوره اسلامی مورد مطالعه قرار میگیرد.
این هیات در تل اسپید حدود ۲۰ متر لایه نگاری انجام داد که تمامی گزارشهای آن به چاپ رسید و همچنین در تل نورآباد حدود ۲۴ متر لایه نگاری شده است که از ۸ هزار سال قبل تا دوره متاخر مورد مطالعه قرار گرفته است . محوطه جنجان(۷ کیلومتری فهلیان) از جمله محوطه های مهمی بوده است که به طور جدی مطالعات دوره هخامنشی در آن انجام گرفته است که نتیجه بررسی ها در پی میاید.
ابعاد مختلف زندگی در دشت فهلیان مورد بحث و بررسی قرار گرفته است در این میان بخشی از پروژه این هیات باستان شناسی به تحولاتی که پس از دوره هخامنشی اتفاق افتاده مربوط میشود.
طی این چند سال اخیر دانشگاه سیدنی مبلغ هنگفتی برای این محوطه باستانی و منطقه فهلیان هزینه کرده و کاوشهای باستان شناسی گستردهای در آن انجام شده است. در طی این چند سال مقالات متعددی به چاپ رسیده است. از این کاوشها گزارشی در ۷۰۰ صفحه به زبان انگلیسی در دنیا به چاپ رسیده است. ولی با تاسف در ایران انعکاس گسترده و شایانی نداشته است .
این محوطه ها در همایشهای بین المللی چندین بار معرفی شده است. منطقه فهلیان طی چند سال اخیر و با مطالعات باستان شناسی انجام گرفته دچار یک دگرگونی و تحول عظیمی در باستان شناسی شده است.
این درحالی است که هنوز تدابیر حفاظتی از این محوطه باستانی و برای آن برنامه ریزی منسجم و منظمی نشده است. حفاظت و مرمت این محوطه هخامنشی از جمله برنامه های مهمی است که انتظار میرود سازمان میراث فرهنگی به آن توجه داشته باشد. بی توجه به این موضوع میتواند عواقب نگران کنندهای برای این آثار که همانا شناسنامه تاریخ ما ایرانیان است داشته باشد.
آنچه از زیر خاک بیرون آورده شده باید توسط یگان پاسداران میراث فرهنگی مورد محافظت قرار گیرد تا از دستبرد غارتگران اموال تاریخی در امان بماند.

منبع:آفتاب نیوز

لیدوما یا فهلیان امروزین

لیدوما نام یکی از شهرهایی است که در نوشته‌های هخامنشی از آن نام برده شده است و در راه شاهی بین تخت جمشید و شوش قرار داشته است. در گل‌نوشته‌های تخت جمشید از ۲۶ شهر میان تخت جمشید تا شوش نام برده شده است.

بر اساس کاوشهای باستان شناسی که در سال ۱۳۸۵ توسط یک گروه باستان شناسی از ایران با همکاری دانشگاه سیدنی (که شرح آن در ادامه میاید) انجام شد محل شهر لیدوما در در منطقهٔ فهلیان فارس در شهرستان نورآباد ممسنی در مجاورت روستای سروان ( سورون )، در زیر تپه‌ای که در گفتار محلی از آن به قلعه کلی یاد می‌کنند، کشف شد.

این بنا از نظر ابعاد ساختمانی چهارمین بنای بزرگ هخامنشی پس از بناهای شوش ، پاسارگاد و تخت جمشید (پارسه) است. این شهر که در کتیبه‌های تخت جمشید (پارسه) با عنوان لیدوما از آن نام برده شده یکی از بناهای مهم حکومتی زمان هخامنشیان به شمار می‌رود. در لیدوما بقایای یک کاخ کوچک هخامنشی یافت شده که کاخ سروان(سورون) نام گرفته است.

در منابع نوشتاری دوره‌ هخامنشی، به وجود جشن‌های بسیار و برگزاری آن‌ها در مکان‌های مختلف اشاره شده و وجود چنین مکان‌هایی در فارس در گل‌نوشته‌های تخت جمشید تایید شده است؛ مانند آنچه هالوک درباره‌*گوبریاس*، از سرشناسانی که داریوش را در رسیدن به قدرت یاری کرد، که جیره‌ غذایی خود را در دو مکان بسیتمه و لیدوما دریافت می‌کرد، مطرح کرده است.

وجود ظرف‌های ارزشمند سنگی در این محوطه که با بهترین ظرف‌های خزانهٔ تخت جمشید برابری می‌کنند. به‌نظر باستان‌شناسانی مانند پروفسور ارنست امیل هرتسفلد از دانشگاه شیکاگو و اشتاین، این محوطه یکی از پایگاه‌های راه شاهی در مسیر تخت جمشید به شوش بوده است. با این حال، با توجه به شواهد باستان‌شناسی به‌دست آمده از این محوطه به‌نظر می‌رسد، این مکان، محل نگهداری یا مرکز توزیع مواد غذایی در مناطق اطراف بوده است که نمایندگان پادشاه و ناظران بر توزیع محصولات در این مکان از ظرف‌های ارزشمند و ظریف استفاده می‌کردند و دخل و خرج بخشی از مواد مورد استفاده از یکی از همین طرق تامین، ثبت و ضبط می‌شده است.