• تاریخ: یکشنبه، ۸ آبان، ۱۳۹۰ - ساعت ۸:۰۵
  • شناسه خبر: 136

معرفی قلعه سفید ممسنی

قلعه-سفید

قلعه سفید کوهی است منقطع از جبال و هیچ کوهی بر او مشرف نیست و دور دامنه ی آن تخمینا چهار فرسخ است وچهار راه مشهور دارد که به بالای آن توان رفت.

گویند دژ سپید کوهی است

مه کنگره ای فلک شکوهی است

بر قلعه او فلک حصاری

در دامن او زمین غباری

در پشت وی آسمان نمودی

چون بر شتری جل کبودی

پیرامن او سه چار فرسنگ

با قلعه او زحل هماهنگ۱

این دژ از قلاع معروف فارس است که در سرزمین ممسنی واقع شده و قدمت تاریخی آن به دوران قبل از اسلام باز می گردد.این نقطه مستحکم طبیعی عالی محلی است دربالای کوه که فقط با کوره راه های دشوار امکان دسترسی به آن وجود دارد و تنها بلدهای آشنا قادرند که از راه های سنگی یا کوره راه هایی که بر تخته سنگ کنده شده است بالا روند. دفاع از این دژ به وسیله برج ها و دروازه هایی صورت می گرفت که این دفاع و مبارزات در مقابل متجاوزان گوشه ای از تاریخ حماسی و افسانه ای و مستند سرزمین را شکل می دهد.

قلعه سفید کوهی است منقطع از جبال و هیچ کوهی بر او مشرف نیست و دور دامنه ی آن تخمینا چهار فرسخ است وچهار راه مشهور دارد که به بالای آن توان رفت. نام راه جنوبی آن سیاه شیر است که پیاده رو بوده و اکنون مسدود است . ولی خان ممسنی در هنگامی که در آن متحصن شد از سنگ و گچ دیواری کشیده و آن را مسدود کرد . نام راه شرقی آن زرین کلاه است که در سر راه شیراز است و این راه نیز پیاده رو است .نام راه شمالی آن گلستان است که از فهلیان سواره تا فراز کوه قلعه سفید توان رفت و نام راه غربی آن شتر خواب است که در جانب نورآباد است و از این راه نیز می توان سواره بر بالای کوه رفت.ارتفاع کوه قلعه سفید نزدیک به نیم فرسخ است و بر سطح آن زمینی هموار است که قابل کشت و زرع بوده و دارای جنگل فراوان شامل درختان بلوط ،انجیر ،بادام کوهی ،زیتون،انار و انگور بوده است.۲

لسترنج می نویسد: در دو فرسخی شمال شرقی نوبندگان قلعه کوهستانی معروف به قلعه سفید یا اسفید دژ یا قلعه اسفندیار در نقطه مسطحی از کوهستان که محیط آن چند میل و اطراف آن سخت سراشیب است ،واقع گردیده و شاید همین جا باشد که مقدسی از آن به نام قصر ابوطالب یاد کرده ،گوید آن را «عیان» می نامند. حمداله مستوفی آن را قلعه اسفید دز نامیده است۳.

در فارسنامه ابن بلخی آمده که آن قلعه در قدیم آبادان بوده ولی بعدها سالیان دراز خراب مانده و در اوایل عهد سلاجقه ابو نصر تیر مردانی آن را عمارت کرد۴.

در افسانه ها آمده که رستم پهلوان با حیله بر آنجا دست یافت و سربازان خود را در کیسه های نمک بر شتران بار کرده و به آنجا وارد شده بود. همچنین گویند که این دژ چندی هم در جلو لشکر اسکندر مقدونی مقاومت نمود۵. فردوسی بارها از این دژ یاد کرده و گفته است :

دژی بود کش خواندندی سپید

بدان دژ بد ایرانیان را امید

نویسنده تاریخ وصاف نیز گفته ی فردوسی را تایید کرده و گفته است که مقصود فردوسی از این بیت شعر،قلعه سفید ممسنی بوده است۶. به گفته نویسنده کتاب قوم لر، ماجرای حمله سهراب به قلعه سفید نیز به تفصیل در شاهنامه فردوسی آمده است۷.

در سال ۵۳۳ هجری قمری و به روزگار پادشاهی مسعودبن محمدبن ملکشاه بزرگ، شخصی به نام کمال الدین محمد بن علی خازن رازی که وزیر سلطان مسعود بود میانه سلطان و یکی از امرای وی به نام اتابک قراسنقر(اتابک آذربایجان) را به هم زد. وزیر به سلطان چنین وانمود کرد که اتابک درصدد نابودی سلطان است. وزیر با سلطان نقشه کشید که امیر ایالت فارس(امیر بوزابه) را از فارس بخواند و به جنگ قراسنقر بفرستد. قراسنقر از این توطئه با خبر شده و پیشدستی کرده و ملک سلجوق و ملک داودبن محمودبن محمد را با خود همدست کرده و آهنگ ایالت فارس کرد و با جمعی انبوه به نوبندجان(ممسنی قدیم) رفت. بوزابه چون از آمدن آنان آگاه شد به قلعه گل و گلاب که میان خوزستان و فارس است پناه برد. در این میان شاهزاده سلجوق به شهر شیراز وارد شد و با خوشحالی بر تخت سلطنت نشست. در این زمان اتابک قراسنقر و ملک داود بن محمد از وی جدا شده و از فارس بیرون رفتند. در چنین احوالی بوزابه فرصت را غنیمت شمرد و همراه با لشکریان خود به شاهزاده سلجوق هجوم آورد. اکثر سپاه سلجوق شاه به هلاکت رسیده و خود وی نیز در سال ۵۳۴ ه.ق به دست بوزابه اسیر گردید. امیر بوزابه ، سلجوق شاه را به دژ سفید فرستاد . وی تا روزی که درگذشت در آنجا زندانی بود۸.

به روزگار چیرگی مغولان به ایران و فرمان خان بزرگ مغول (هلاکوخان) مبنی بر تخریب قلاع، دژسفید از این تخریب ها در امان ماند. دژ سفید به روزگار سعدبن زنگی (اتابک فارس) آبادان بوده و از جانب اتابک همواره متحفظان امین و کوتوالان معتمد آنجا گماشته می شد. در جنگهای جانشینی که بین فرزندان شرف الدین محمودشاه(موسس آل اینجو در فارس) در گرفت، یکی از آنان به نام شمس الدین محمد مدتی در قلعه سفید زندانی بود.وی بعدها از این قلعه فرار کرده و بالاخره جان خویش را بر سر جنگهای جانشینی از دست داد۹.

در روزگار امرای آل مظفر در فارس موسس آن سلسله به نام مبارزالدین محمد به دست پسران خود اسیر و بعد از کور شدن در قلعه سفید زندانی گردید۱۰.

در انقراض آل مظفر به دست تیمور گورکانی نوشته اند که امیر تیمور که از جسارت و ترکتازی های شاه منصور (اخرین پادشاه آل مظفر) به غضب آمده بود، در اوایل سال ۷۵۹ ه.ق از شوشتر عازم بهبهان شد و پس از دو شبانه روز جنگ قلعه سفید را تسخیر و سلطان زین العابدین کور(از پادشاهان آل مظفر) را که در آنجا به امر شاه منصور محبوس بود خلاص کرد. نام قلعه سفید از این زمان در تاریخ شهرت بیشتری پیدا کرد۱۱.

کرزن می نویسد که تیمور قلعه سفید را با کمک کوهنوردان بدخشان تصرف نمود. مکدونالد کی نر در سال ۱۸۱۰ میلادی به اتفاق سرهنگ مونتایث در آنجا بود و مشاهده نمود که به قصد دفاع تخته سنگ عظیمی بر لب پرتگاه آماده قرار داده بودند که چنانکه در حکایت دلفی هرودوت تعریف شده است بر سر دشمن بیندازند۱۲.

در زبده التواریخ نوشته حافظ ابرو آمده که شاهرخ شاه تیموری در سال ۸۱۸ه.ق بر امیرزاده بایقرابن عمرشیخ پیروز گردید و فارس را تصرف کرد. از شیراز برخی از امرای سلطان به طرف قلعه سفید و شولستان و آن نواحی متوجه شدند امرای شولستان و لرستان با تقدیم هدایا و پیشکش سر انقیاد فرود آوردند۱۳.

پس از آنکه شاه اسماعیل اول به عنوان بنیانگذار سلسله صفوی در تبریز بر تخت نشست ، برای آنکه بقایای حکومت آق قویونلوها را در ایران بر چیند به تعقیب آخرین پادشاه آق قویونلوها(سلطان مراد) پرداخته و به دنبال او وارد شیراز شد. شاه اسماعیل در شیراز مطلع شد که سلطان مراد به جانب قلعه سفید رفته است . شاه اسماعیل در تعقیب سلطان مراد به جانب قلعه سفید روان شد ولی چون وی را پیدا نکرد به طرف شوشتر رفت۱۴.

همچنین منابع از جمله خلاصه التواریخ قمی و فارسنامه ناصری به حمله القاص میرزا برادر شاه طهماسب صفوی به قلعه سفید در سال ۹۵۵ ه.ق اشاره نموده اند. در کتاب تاریخ و جغرافیای ممسنی به نقل از این منابع آمده است که القاص میرزا به عزم تسخیر شیراز از اصفهان روانه گردید ، به دلیل مشکلات راه ناچار از صحرای مرودشت و بیضا گذشته به قریه اعلی از توابع اردکان آمد و از آنجا به خیال تصرف قلعه سفید شولستان روانه گردید . چون به پای قلعه رسید معلوم شد که جنید بیگ برادر ابراهیم خان ذوالقدر حاکم کازرون در قلعه سفید توقف دارد. القاص میرزا پنج روز در زیر قلعه توقف کرده که قائدان شولستان و ممسنی برای جنید بیگ پیغام دادند که باید جنگ کنیم. جنید بیگ جواب فرستاد که امروز را تامل کرده، فردا با جماعتی از قلعه به زیر آمده و آنها را شکست می دهیم ، اما قایدان شولستان و ممسنی ناصبوری کرده و با سپاه القاص میرزا به جنگ پرداختند که نتیجه آن شکست و فرار سپاهیان شولستان و ممسنی بود۱۵.

به روزگار قاجاریه و در اواخرپادشاهی فتحعلیشاه، ممسنی ها تحت فرماندهی سرکرده معروف خود یعنی ولی خان بکش پیوسته در حال سرکشی بودند. لشکری از آذربایجان به سرکوبی آنان فرستاده شد، قلعه سفید محاصره و سرانجام مجبور به تسلیم شد. تقریبا صدتن از زنان لر همراه با فرزندان خود برای اینکه به اسارت سربازان مهاجم در نیایند، خود را از بالای کوه به پایین انداختند و از بین رفتند۱۶.

بدین شکل به نقش دژ سفید در تحولات تاریخی ایران از دوران قبل از اسلام تا زمان مورد بحث یعنی دوران قاجاریه پی بردیم. این دژ هم اکنون نیز محکم و استوار و سربلند در منطقه ممسنی پابرجاست که دیدن آن یاد و خاطره ی گروهی از غیورترین مردمان ایران زمین و مبارزات آنان را در ذهن تداعی می کند

نگارنده : پرویز حسینی